تولد
هر آدمی که زندگی می کند دارای یک رویا یک زندگینامه و یا یک رمانی است. یکی زندگی محزون ، یکی زندگی پرنشاط و یکی زندگی تاریکی دارد. هر انسانی از تاریکی می آید و به تاریکی می رود. شما توان تعقیب سالهای مه آلود گذشته رو ندارید. در این نوشته تنها بخش کوچکی از زندگی مرا می توانید پیدا کنید.
مادرم "فائقه آریک" و پدرم "چرکز بازنجیر" در یک بیمارستان دولتی در "بینگول" با هم آشنا شدند و ازدواج کردند. مادرم به علت داشتن سه فرزند از شوهر قبلی خودش و یازده فرزند از شوهر بعدیش تا حد جدایی با پدرم پیش رفت. مادرم مرا چهار ماه حامله بود که از پدرم جدا شد و به "دیار بکر" کوچ کرد. او بالاخره چهارمین و آخرین بچه خودش رو در 26 مارچ سال 1969 به دنیا آورد و اسمش رو عبدالله گذاشت. عبدالله اسمی است که مادرم روی من گذاشت. در پنج سالگی با تعویض شناسنامه توسط پدرم اسمم ماهسون شد.
دیاربکر
دیاربکر با تاریخ 9000 ساله و اولین مرکز مسکونی دنیا و منطقه گسترده تمدن انسانیت، با تاریخ وخاک جادویی. دیاربکر سرزمین "ضیاءگوکالپ" ها و "علی امری" ها، "سلیمان نظیف" ها و "احمد عارف" ها و سرزمین بلبل ترانه ها "جلال". دیار بکر سرزمین خوش آوازه خوان ها سرزمین مارها ، عقرب ها، رنج ها، سختی ها و به همان اندازه دیار بکر سرزمینی پر غرور.
در منطقه عرب شیخ این شهر در خانه ای که مجموعاً یک اتاق داشت به دنیا آمدم. برادرهای ناتنی ام که از شوهر قبلی مادرم بودند (اسماعیل آریک ، محمود اریک و مصطفی آریک) از به دنیا آمدن من خیلی خوشحال شدند و مرا مثل برادر تنی خود بزرگ کردند. من شوکت پدری را از آنها دیدم چون اصلاً پدرم را نمی شناختم. اولین بار پدرم را در 6 سالگی از دور دیده بودم. از شش سالگی به بعد در بعضی تعطیلات شش ماهه که به دیدار مادربزرگم می رفتم پدرم و بقیه برادرانم را تنها در آن زمان می توانستم ببینم. دوره ابتدایی را در مدرسه ابتدایی "سلیمان نظیف" و دوره راهنمایی را در مدرسه "علی امری" و دبیرستان را در مدرسه جمهوریت دیار بکر خواندم.
شروع موسیقی
پسر خاله ام آیخان باران در بین اقوام آدم دوست داشتنی ای هست و خیلی هم خوب ساز می زند. دفعه اول در برابر آیخان لرزان لرزان اولین شعری را که یاد گرفته بودم خواندم. آیخان تحت تاثیر صدایم قرار گرفت. از آن روز به بعد آیخان کار مداوم را با من آغاز کرد. حضور اول من در صحنه در دبیرستان جمهوریت به تحقق پیوست. مادرم و برادرانم دکتر یا مهندس شدن من را می خواستند. تاثیر موسیقی روی من خیلی زیاد بود. هر روزم با موسیقی می گذشت. در ذهنم آواز خواندن در کنسرت ها را پرورش می دادم. به سختی می توانستم تصمیم بگیرم که مهندس خواهم شد ، دکتر و یا یک هنرمند.
در سال 83 و 84 در فستیوال دیار بکر در مسابقات آواز خوانی برای مطرح شدن خودم را آزمودم. در دومین دوره شرکت در مسابقات برای اول شدن مصمم بودم. در سال 84 در دیاربکر کاست آماتوری من توسط یک راننده اتوبوس (محمد تاریح) به گوش تهیه کننده ای به نام مصطفی گونش رسید و مصطفی گونش صدای مرا خیلی پسندید و مرا به استانبول دعوت کرد. برای موفقیت و رسیدن به هدفم 1800 کیلومتر مسافت رو به اون شهر کهن طی کردم. سوالات زیادی در ذهنم وجود داشت. در بین میلیون ها نفر انسان در چنین کلان شهری چه کسی می داند که زندگی چقدر سخته؟ خیالات و امیدهایی داشتم اما از یک طرف ترس و وحشت هم داشتم. زندگی تا پایان عمر ، برای دنیا ، عشق، غم، حسرت، غربت. مجادله من در سال 84 در ماه سپتامبر با ورودم به استانبول شروع شد.
استانبول
جایی که همسایه همسایه را نمی شناسد ، آدم آدم را نمی شناسد. آری این شهر استانبول است. چطور ساکنان استانبول به آنجا کوچ کردند و آمدند؟ هم ترسناکه هم پر رمز و راز و هم باز پس گیری شهر ( از دست قوم اشغالگر شهر) به نظر من خیلی زیباست. چگونگی آن را هیچکس به درستی نمی داند.
آلبوم اولم رو در سال 84 در ماه کاسیم ( نوامبر) به دنیای موسیقی عرضه کردم. در پی اون 7 آلبوم دیگه آمد.
پنج سال تمام گذشته بود. در این مدت خانه ام اتاق شماره 314 هتل لاله بود. این هتل در جاده مسیح پاشا گل سرسبد هتل ها بود. در سال 89 تصمیم گرفتم برای تهیه آلبوم و هرچه زیبا شدن کارهایم در موسیقی و وارد شدن به عرصه کنسرواتوری در امتحان دانشگاه شرکت کنم، دانشگاه دولتی فنی موسیقی ترک.
سالهای کنسرواتوری
مکان اجرای موسیقی، اولین کنسرواتوری موسیقی ترک در ترکیه.
در سیاست موسیقی مدرسه موسیقی کم بود. اما چه افسوس که در اثر سستی دولت یک مدرسه موسیقی موجود بود. در مقابل این سیستم آموزش ضعیف من اراده قوی ای داشتم. مدرسه آموزشی هنرمندان ترکیه متاسفانه به دست فراموشی سپرده شده بود و دیگر یک موسسه مورد علاقه نبود و ارزشی نداشت. جهانی شدن هنر مرهون ارزش پیدا کردن هنر میان جوامع و مردم هست. امیدوارم سیاستمردانی که به هنر و هنرمند ارزش قایل میشوند مسوول موسسه های آموزشی بشوند.
بازگشت به موسیقی
در سال92 با "حلمی توپ اوغلو" آشنا شدم که به من پیشنهاد یک آلبوم کرد. من با این پیشنهاد که بعد از 4 سال به من شده بود در سال 93 با آلبوم "عالم بویسا" کار حرفه ای خودم را آغاز کردم.
ورود به صحنه
در سال 94 در کازینوی چاکیل به همراه بولنت ارسوی ( خواننده) به صحنه رفتم.
اولین سریال
در سال94 برای استار تی وی سریال عالم بویسا را در چند قسمت کار کردم.
در سال 93 بود که مصمم شدم به
ـ ساخت اثری جهت محبت، صلح، دوستی، برادری، با هم بودن، دین، زبان، مذهب، یه دید سیاسی جداگانه.
ـ با عصر تکنولوژی همراه شدن.
ـیک موزیسین تولید کننده و مدیر و سازمان دهنده بودن.
ـ سرمایه گذاری برای موسیقی.
ـ نمونه کامل یک هنرمند .
ـ دست کم هر 2.5 و یا 3 سال یک آلبوم دادن.
ـ با زنان به برنامه نیامدن.
ـ تصدیق تازه کاران(آماتورها).
ـ به با ارزش ترین انسان ها اهمیت قائل شدن.
سالی که در استانبول بودم هر روزش جدا ، هر لحظه اش یک غم جداگانه و یک مجادله بود من در سالهای مه آلود گذشته مقاطع رو گذراندم.
ماهسون خواننده ای است که سبک موسیقی اش را در سراسر دنیا منحصر به خودش کرده است. او در اکثر آلبومهایش از اشعاری استفاده می کند و یا اشعاری را می سراید که از زندگی، جور و ستم دنیا، ظلم ظالمان، جنگ و ستیز، انسانهای مال پرست و انسانهای ریاکار و هر آنچه که مخل زندگی آرام انسانهاست انتقاد می کند. از جمله این آهنگها عبارتند از:
-
آهنگ "اوکسوزلر" به معنی "یتیمان" که از جمله آهنگهای آماتور او می باشد بازگوی درد یتیمان است.
-
آهنگ "کارداشلیک تورکوسو" یا همان آهنگ مشهور "داغلار اوی" از آلبوم سال 1994 او که آهنگی جهانی است. این آهنگ از جنگ و ستیز و شکنجه و قتل عام انسانها انتقاد می کند. جالب است که بسیاری از آهنگسازان دنیا از جمله "مایکل جکسون" خواننده مشهور ایالات متحده از ملودی این آهنگ برای ساخت آهنگهایش استفاده کرده اند.
-
آهنگ "انسان حاکلاری" از آلبوم 1995 که از گم شدن و پایمال شدن حق انسانها سخن می گوید و او در این آهنگ با تکیه بر سخنان کتابهای آسمان، تورات، انجیل و قرآن مجید همه انسانها را به برادری، صلح و دوستی دعوت می کند.
-
آهنگ "آرکاداش" از آلبوم 1996 که اشاره به درد و رنجی که انسانها متحمل می شوند دارد و از هدر رفتن عمرشان حرف می زند.
-
آهنگ "ییکیلمادیم" از آلبوم 1998 که آهنگی جهانی از او می باشد. این آهنگ شرح حال خود ماهسون است که در زندگی تسلیم دردها و رنجها نشده است و با تمام سختی هایی که داشته است هنوز سرپاست و با سرنوشت در نبرد است.
-
آهنگ "بلالیم" او از آلبوم 1998 اگرچه مضمونی مربوط به عشق از دست رفته دارد اما دارای ملودی فوق العاده ای است که در سرتاسر دنیا و از جمله در ایران برای ساخت آهنگ از آن استفاده کرده اند.
-
آهنگ "کوچ" از همین آلبوم نیز اشاره به آنهایی دارد که زندگی، خانه ، کاشانه و حتی والدینشان را از دست می دهند و غربت را برای زندگی انتخاب می کنند.
-
آهنگ "آنم آنم" از همین آلبوم 1998، آهنگی سوزناک از ماهسون که از درد کسانی که مادرشان را و ناز و محبت او را از دست می دهند صحبت می کند.
-
آهنگ "اونجه انسانیم" از آلبوم سال 2000 که شعرش به هفت زبان و لهجه رایج در ترکیه سروده شده است. این آهنگ اشاره به این دارد که همه انسانها خونشان یکی است و همه باهم برادرند و نیز هیچ فرقی بین انسانها وجود ندارد.
-
آهنگ "اولوم وار" از همین آلبوم که ماهسون در این آهنگ به انسانها متذکر می شود که مرگ وجود دارد و روزی همه انسانها می میرند و هیچ مال و ثروتی برایشان نخواهد ماند.
-
سومین آهنگ از همین آلبوم 2000 آهنگ "یورولدوم" که برای اکثر علاقمندان موسیقی در سرتاسر دنیا شناخته شده است. این آهنگ از درد زندگی، انسانهای دو رو و ریاکار، نامردان، کینه و دروغ و نژادپرستان و کافران حرف می زند.
-
آهنگ "اورتمنیم" باز هم از این آلبوم، آهنگی است که در مدح کار بزرگ معلمان است.
-
آهنگ "دوستوم" دوباره از همین آلبوم دوباره از گریه و زاری، رنج غربت و زندگی در رنج و عذاب سخن می گوید.
-
آهنگ "کارداشه آغیت" سیزدهمین آهنگ از همین آلبوم 2000 ماهسون، که او این اهنگ را به برادرش محمود که دار فانی را وداع گفته است تقدیم کرده است.
-
آهنگ "اولکم آغلار" تنها آهنگ آلبوم 2001 که ماهسون در این آهنگ از دولت، جامعه، بی عدالتی، رباخواران، دزدان بیت المال، رنج و درد یتیمان و زنان بیوه و ... به خداوند بزرگ شکایت می کند.
-
آهنگ "غریب" از آلبوم 2002 او که بازهم شرح حال غریبی را که در غربت زندگی می کند و کس و یاری ندارد بازگو می کند.
-
آهنگ "کاهپه فلک" از همین آلبوم شکایت ماهسون از روزگار بی وفا را نشان می دهد.
-
آهنگ مشهور "وفاسیز" از آلبوم سال 2004 که یکی دیگر از شاهکارهای موسیقی ماهسون می باشد و او در این آهنگ از بی وفا بودن انسانها، زمان، راهها، سالها، زبانهایی که می گویند "دوستت دارم" و حتی مسافران سخن می گوید.
-
آهنگ "حایات نه غریب" از همین آلبوم، که او این آهنگ را تقدیم به استاد مرحومش "جم کاراجا" کرده است. در این آهنگ ماهسون از گذرا بودن و عجیب و غریب بودن دنیا حرف می زند و اشاره می کند که جز خدا کسی در این دنیا نمی ماند.
-
آهنگ "بیزدن دییلدیر" هفتمین آهنگ از آلبوم 2004 و یکی دیگر از شاهکارهای هنری ماهسون در عرصه موسیقی، که او در این آهنگ با تکیه بر کتابهای بزرگ آسمانی و پیام آورانشان اشاره به این دارد که کسانی که غرق در دنیا گشته اند و به دیگران ظلم می کنند، قانون و کتاب را فراموش کرده اند و ظلم رو روا داشته اند از امت پیغمبران نیستند. نکته جاب توجه در این آهنگ این است که آن ابتدا با اذان شروع شده و با آیاتی از قران و جملاتی از کتابهای انجیل و تورات پایان می یابد.
-
آهنگ "باشرولدییم" دوباره از همین آلبوم، که از کسی سخن می گوید همیشه در نقش اول هر صحنه ای قرار دارد اما هیچ کسی یارای او نیست و جز ریاکاران کسی دورو برشان نیست.
-
آهنگ "دایه" بازهم از همین آهنگ که دوباره عشق ، علاقه و ارادت ماهسون به مادرش را نشان می دهد.
-
آهنگ "مملکتیم" دوباره از همین آلبوم 2004 که این بار علاقه ماهسون و نیز علاقه هر کسی را به وطنش نشان می دهد. او می گوید که وطن شیرینی خاص خود را برای هر کسی دارد و هم دوست دارند در وطن خود بمیرند.
-
اما جدیدترین آهنگ از آلبوم جدیدش که آهنگی فوق العاده است "چوربایا تاش کاتانلار وار" نام دارد که سخن از کسانی به میان می آورد که نان و غذایی برای خوردن ندارند و مادران برای آنکه فرزندانشان را سیر کنند در آششان سنگ می ریزند.
نام: عبدالله (ماهسون)
نام خانوادگی: بازنجیر (کیرمیزی گول)
تاریخ تولد: 26 مارچ 1969 ـ 1348 شمسی
محل تولد: شهر دیاربکیر (شرق ترکیه)
پدر: چرکز بازنجیز
مادر: فائقه آریک
تعداد برادر و خواهر: 18 نفر
برادر: محمود اریک
برادر: مصطفی اریک
قد: 1.82 سانتیمتر
رنگ مو: مشکی
رنگ چشم: قهوه ای
غذای مورد علاقه: لوبیا سبز ـ برنج
ماشین مورد علاقه: بی ام و
دین: اسلام
تعداد آلبوم: 11 آلبوم حرفه ای ـ 5 آلبوم آماتور
فعالیتها: خواننده ـ آهنگساز ـ نوازنده ـ سراینده اشعار ـ بازیگر
فیلمها و سریالها: اندازه عالم ـ این عشق از بین نمیرود
همشهری ـ مغلوب نشدم ـ ظالم ـ تبعیدشده عشق
